<<<K-hole is freedom>>>
فرزند مادران قبل از تولد به سینهٔ خاک رفتند
گلولههایتان قطارهای سریعالسیری است
صدای جیغ مادران همه را مضطرب کرد
من که از قطار جا ماندم
در این تونل سراسر غرق در خون میدویدم
تا به همقطارانم برسم
صدایی آمد
پدری صدای خدا را —
صدای مردگان را —
صدای برخورد شهابی را به گلو داد
نعره کشید
مسیر بهشت
برای ورود کلیک کنید
هشدار: تجربه بصری مادرزادی
DEPTH: 240.5m
STATUS: BIOLOGICAL CONTAMINATION DETECTED
دیدم که تکان نمیخورم
یادم نبود اسمم را
که پرسیدم:
من عرشیا ارژنم؟
.یادم رفت که کی هستم.
.یادم رفت که کجا هستم.
چرا همه جا
خونه؟
چرا این زمین میتپد؟
که بچهاش را کشتند؟
که حق مردن را از مردگانش
و حق زندگی را از زندگانش
گرفتند و تمامش را
نذر قدرت و پول کردند.
که درخت آزادی تمامش پول است؟
پس چرا درختی کتاب شعر نشد.
که آن هم پول شد.
که چرا امیدوارم به این امیدواری؟
پدر فریاد دیگری از عمق جان بر این خرده فرهنگ و کلان فرهنگ و خطا و مرز و خاک و این سیارهی سیاه بدشگون مرگپرور بکش، تا همه چیزلحظهای ساکت شود.
که یادم بیاید اسمم را.
که این گور خانه من شد؟


